محســن مشکبیـــد حقیقــی دکترای مشاوره و راهنمایی


خدایا به من توفیق تلاش در شکست ، صبر در نومیدی ،رفتن بی همراه ، فداکاری در سکوت ،ایمان بی ریا ، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی ، عشق بی هوس، تنهائی در انبوه جمعیت ،دوست داشتن بی آنکه دوست بدارند مرا عطـــــا فرما

ایجاد انگیزه برای مطالعه در کودکان و نوجوانان

مطالعه یک فرآیند هدفدار است که روش خاص خود را دارد . با توجه به اینکه یادگیری عملی آگاهانه است و برای انجام دادن هر عمل آگاهانه ، داشتن انگیزه ، اصلی اساسی است ؛ بنابراین مطالعه کننده باید از انگیزه ای قوی برخوردار باشد. قوی و واقعی شدن انگیزه مطالعه عمل یادگیری را سرعت می بخشد . بنابراین بیش از هر چیز باید ضرورت نیاز به مطالعه کردن توسط فرد حس گردد . افرادی که هدف خواندن را نمی دانند ، دیری نمی پاید که آنچه را بدون انگیزه و با زور به ذهن سپرده اند ، به دست فراموشی می سپارند .

لازم است قبل از مطرح کردن انگیزه های مطالعه ، مراحل سنی و تفاوتهای مطالعه را در گروههای مختلف بررسی نماییم  :

کودکان 2 تا 5 ساله به کتابهای مصور علاقه مند هستند . تصاویری که در کتاب می بینند ، به ویژه اگر رنگین باشد ، آنها را به خود مىکشد . اگر متن کتاب را برایشان بخوانند ، می خواهند گفته ها را در تصویرها ببینند ، شوق کودک به یافتن مفاهیم در نقاشیها شاید با مراحل تصویرنگاری و اندیشه نگاری ــ زمانی که هنوز آدمی الفبا را نشناخته بود و به یاری نقشها ارتباط فکری برقرار می ساخت ــ پیوند داشته باشد . خواندن کتاب برای کودک ، در این دوره قویترین عامل در برانگیختن شوق او به مطالعه در سالهایی است که خود باسواد می شود .

کودکان 5 تا 8 ساله را قصه های خیالی جذب می کنند . برای آنها بین خیال و واقعیت مرزی وجود ندارد و خیالپردازیهای شیرین و آرمان گرایانه را واقعیت می پندارند . اگر کسی برایشان کتاب بخواند و یا خود یارای خواندن کتابهای ساده را پیدا کرده باشند ، داستانی را بیشتر دوست خواهند داشت که در آن همه جانداران به یک زبان سخن بگویند.  

علاقه کودکان 8 تا 12 ساله همچنان بر خواندن داستان متمرکز است ، اما در این دوره کودکان واقعیت را شناخته اند و از اینرو داستانی را دوست مىدارند که رویدادهای آن با واقعیت تطابق کند .

نوجوان ، بین 12 تا 14 سالگی رو به سوی داستانها و نوشته های پرحادثه می برد . سکون و یکنواختی در شرح ماجراها وی را خشنود نمی سازد. به دنبال نوشته ای است که قهرمانش قدرتمند و از نیروی خارق العاده ای برخوردار باشد. عموماً این دوره را سالهای طلایی مطالعه به عنوان یک فعالیت تفننی دانسته اند .

جوان ، بین 14 تا 17 سالگی خواهان کتابهایی است که پاسخگوی پرسشهای کنجکاوانه وی باشند و این مرحله ای است که یکباره مسیر او در خواندن ــ اگر کتابهای دلخواهش در اختیار او باشند ــ دگرگون می شود. چرا هواپیما به زمین سقوط نمىکند ؟ چطور ماشین به حرکت درمىآید ؟ و زنجیری بىانتها از حلقه های چرا و چگونه و چطور که به پای جوان بسته شده  واو را در راه دانستن پیش مىبرد ، (ابرامی ،1357) .

در سالـهای بعد ، نیازها و انگیزه های خواندن که در واقع تداوم نوع مطالعــه در دوره های سنی است چنین اند:

الف) نیاز به آگاهی : آدمی مىخواهد بداند در دنیایی که او به سر مىبرد چه اتفاقات ، تغییرات و تحولات تازه ای روی مىدهد . هر اندازه که محدوده این دنیا تنگ تر و با محیط زندگی و خواسته های او پیوستگی مستقیم و هماهنگی بیشتر داشته باشد ، میل او به خواندن افزونتر است. مطالعه روزنامه به ویژه اخبار و حوادث جاری ناشی از این نیاز است .

ب) نیاز به تسکین : انسان هنگامی که نتواند تخیلات خویش را در عالم واقع به عیان ببیند ، از واقعیت گریزان مىشود . راه به دنیای خیالپردازی مىبرد و درون نوشته ها به آرزوهایش چنگ مىاندازد . شیفتگی آدمیان بیشمار ، به داستانهای غیرواقعی و افسانه های خیالی که از کودکی به بلوغ انتقال مىیابد نموداری از این گونه مطالعه واقعیت گریز است . پرواز در دنیای رویاها و آرزوها را از خصوصیات این گونه مطالعه دانسته اند . فردی که در زندگی خویش ، موقعیت و لذت و محبوبیت را پیدا نمىکند در کتابها به جستجوی آن مىپردازد . مجلات رنگارنگ و داستانهای سبک زاییده وجود خوانندگانی است که به قصد تسکین راه به دنیای واقعیت گریز مىسپرند .

پ) نیاز به لذت : خواندن یک شعر خوب چون دیدن یک گل شاداب و مطالعه یک داستان دلپذیر همچون شنیدن یک آهنگ موسیقی لذتبخش است.پس چرافرد اگرراهب و مرتاض نباشد خودرا ازاین لذتها محروم دارد.

ت) نیاز به شناخت : و این یکی از قویترین انگیزه های خواندن است . شناخت خود و دنیا با کششی پرتوان ، انسان را به سوی مطالعه مىکشاند . آنچه را که در عالم علم و فلسفه نوشته اند ، منابعی است که انسان تشنه به دانستن را سیراب مىکند و هر چه میزان دانایی او بیشتر شود ــ در حیطه معنویات اگر نه در جهان مادیات ــ او را از دیگران برتر و ممتازتر می سازد و انسانی که فهم و درایت او وجه تمایزش با دیگر جانداران است نمی تواند از چنین مطالعه ای روگردان باشد .

بر پایه این رده بندی هر فرد اهل مطالعه را به دشواری می توان، برای همه عمر، در یک گروه قرار داد . فردی که روزی انگیزه او در خواندن نیاز به آگاهی است ممکن است روز دیگر نیاز به شناخت وی را به مطالعه وادارد. آنچه هست، این نیازها در جمع ، آدمیان را به خواندن برمىانگیزد ، (ابرامی ،1357) .

در پایان باید تاکید کرد که عادت به مطالعه امری اکتسابی است . یعنی به همان طریقی که کودک خواندن و نوشتن و حساب کردن می آموزد ، مطالعه کردن را نیز می آموزد . مهم این است که باید چگونه مطالعه کردن را به کودک آموخت . اگر بتوانیم مطالعه کردن را در انسان به صورت  عادت درآوریم دیگر ارتباط برقرار کردن او با جهان دانش و کسب آگاهی دشوار نخواهد بود و بی هیچ مشکلی خواهد توانست سطح آگاهی خود را نسبت به جهان هستی افزایش دهد . باید توجه داشت که تبدیل این علاقه به عادت باید از دوران طفولیت انسان شروع شود ، (باب الحوائجی،1378) .

   + محسن مشکبید حقیقی - ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩